السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

100

تفسير الميزان ( فارسي )

بيان آيات در اين آيات در خصوص امر توحيد و معجزه نبوت احتجاجات گوناگونى شده است . * ( « وَقالُوا لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْه آيَةٌ مِنْ رَبِّه قُلْ إِنَّ اللَّه قادِرٌ . . . » ) * اين آيه شريفه گفتار مشركين را حكايت مىكند كه به منظور عاجز ساختن رسول خدا ( ص ) گفته بودند : چرا معجزه اى از ناحيه پروردگارش بر وى نازل نشد ؟ . و چون وقتى اين كلام از آنان صادر شده كه بهترين آيات و معجزات يعنى قرآن كريم در دسترسشان بوده ، و سوره ها و آياتش يكى پس از ديگرى نازل و در هر لحظه بر آنان تلاوت مىشده ، از اين جهت به طور مسلم معلوم مىشود كه غرضشان از اين معجزه اى كه با جمله * ( « لَوْ لا نُزِّلَ عَلَيْه آيَةٌ مِنْ رَبِّه » ) * پيشنهاد آن را نمودند ، غير قرآن است و معلوم مىشود قرآن را آيه و معجزه قانع كننده اى نمىدانستند ، چون قرآن مشتمل بر گزافه گويىهايى كه دل هوسباز آنان را راضى كند نبود . و نيز از اينكه گفتند : از ناحيه پروردگارش ، و نگفتند : از ناحيه پروردگار ما ، يا از ناحيه خدا و يا تعبير ديگر ، معلوم مىشود تعصب نسبت به بتها وادارشان ساخته كه چنان از پروردگار متعال نام ببرند كه تو گويى خداى تعالى پروردگار آنان نيست ، و گويا مىخواستند به منظور توهين به امر آن جناب و اينكه بيشتر به ستوهش آورند بگويند : اگر ادعايش حق است مىبايستى پروردگارش يعنى همان كسى كه او ما را به سويش دعوت مىكند براى تشويق و ياريش معجزه اى نازل كند كه دلالت بر صدق ادعايش داشته باشد . و تنها چيزى كه به چنين پيشنهادى وادارشان نمود ، جهل به دو امر بود : اول - اينكه اينان معتقد بودند كه خدايانشان هر كدام در امرى كه از امور جهان به آنها محول شده ، مستقل در تاثيرند ، مثلا « خداى جنگ » و همچنين « خداى صلح » و « خداى خشكى » و « خداى دريا » و « خداى محبت » و « خداى دشمنى » و ساير خدايان هر كدام در كار خود مستقلند ، و از ناحيه خدايان ديگر در كارشان كارشكنى نمىشود ، روى اين حساب كار ديگرى براى خداى تعالى نمانده كه در آن دخل و تصرف نمايد ، بلكه همه را ميان كاركنان خود تقسيم نموده ، گر چه خداى تعالى را « رب الأرباب » و اين خدايان را شفيع درگاه او مىدانستند ، و ليكن در عين حال معتقد بودند رب الأرباب هرگز نمىتواند معجزه اى را كه دلالت بر نفى الوهيت خدايان مىكند به كسى نازل نموده ، اختيارات خدايان را باطل سازد . اينان چنين اعتقادى داشتند ، چيزهايى هم كه از يهود در باره خداوند مىشنيدند ، آنان